چند میگیری تنت رو بفروشی

اکتبر 22, 2008 at 11:07 ق.ظ. (درد دل) (, )

خودم را ميفروشم———————0914—————–0935 رعنا حيدرحسيني دانشجوي رشته كامپيوتر دانشگاه ازاد تبريز
——————————متن بالا کامن یکی از خواننده های وبلاگ ژنوس بود————————————-
چند….؟ به چه قیمتی….؟ فکر کن من خریدارتم! می خوای برام چی کار کنی…؟ به خاطر چند هزار تومن آلت یه مرد رو به دهن می گیری…..؟ خیلی سعی می کنم درکت کنم ولی نمی شه.
از عذر می خوام چون مجبورم اطلاعات تماست رو پاک کنم.تو دانشگاه آزاد درس می خونی اونم رشته کامپیوتر پس نتیجه می گیریم هزینه دانشگاهت خیلی بالاست، شاید به همین خاطر دست به تن فروشی زدی؟ ولی آیا تو مجبوری همچنین کاری رو انجام بدی فقط برای تهیه مخارج تحصیل…؟
خیلی سعی می کنم درکت کنم ولی نمیشه

پایاپیوند 15 دیدگاه

صدای زنگ تلفن

اکتبر 21, 2008 at 8:39 ب.ظ. (دل درد)

صدای زنگ تلفن – دخترک گوشی رو بر میداره – سلام . کیه؟
– سلامدختر خوشگلم منم بابایی! مامانی خونه است؟ گوشی رو بده
بهش!
– نمیشه! –
چرا؟
– چون با عمو حسن رفتن تو اطاق خواب طبقه بالا در رو هم رو خودشون
بستن! …
سکوت …
– بابایی ما که عمو حسن نداریم!
– چرا داریم. الآن پهلو مامانه.
– ببین عزیزم. اینکاری که میگم بکن. برو بزن به در و بگو بابا اومده خونه!
– چشم بابا! … … چند دقیقه بعد …
– بابا جون گفتم
خوب چی شد؟
– هیچی. همینکه گفتم یهو صدای جیغ مامانم اومد
بعد با عجله از اطاق اومد بیرون
همینطور که از پله ها میدوید هول شد
پاش سر خورد با کله اومد پایین.
نمیدونم چرا تکون نمیخوره دیگه؟
– خوب عمو حسن چی؟
– عمو حسن از پنجره پرید توی استخر.
ولی دیروز آب استخر رو خودت خالی کرده بودی
یک صدای بامزه ای داد نگو! هنوز همون تو خوابیده!
– استخر؟ کدوم استخر؟ ببینم شماره ……….. نیست؟
– نه!
– ببخشین مثل اینکه اشتباه گرفتم!!!

پایاپیوند 2 دیدگاه

بابا ژینوس چیه جون مادرتون بگید ژنوس

اکتبر 21, 2008 at 8:00 ب.ظ. (General عمومی)

فرهنگستان لغت وبلاگستان اعلام کرد:
زین پس به جای واژه غریب و نامانوس ژینوس بنویسید ژنوس
قابل توجه تمام دوستانی که به ما لینک دادن و تو وبلاگاشون نوشتن ژینوس

پایاپیوند نوشتن دیدگاه