تلاش پسركی 12 ساله برای نجات مادرش از تن فروشی

اوت 29, 2008 at 11:07 ب.ظ. (درد دل) (, , , , , , , , )

شاید تحمل خواندن این مطلب را نداشته باشید ولی بد نیست که بخوانید!!

تلاش پسركی 12 ساله برای نجات مادرش از تن فروشی

چگونه بغض فروخورده اش را فریاد خواهد زد؟ و كی؟ «امین» را می گویم. پسر ١٢ ساله ای كه برایم از خصوصی ترین راز دردناك زندگیش گفت.

غالبا»این منم كه بدنبال خبر و ماجرا می روم ولی گاهی هم خبر و ماجرا به سراغم می آید! مثل این ماجرا كه با یك s.m.s اشتباهی به سراغم آمد!

ده دوازده روز قبل پیامكی روی تلفن همراهم گرفتم كه «فوری با من تماس بگیر! مهمه!» شماره آشنا نبود اما بهتر دیدم تماس بگیرم.پسركی جواب داد و قبل از هر چیز حرفهایش را قطار كرد.گفت:«من امین پسر سیمین هستم. (اسامی را تغییر داده ام). این s.m.s رو برای همه اسمهایی كه توی موبایل مامانم بود فرستادم تا به همه مشتریاش بگم تو رو خدا دیگه بهش زنگ نزنید

راستش فكر كردم شاید مادرش،فروشنده یكی از مغازه های محل باشد! اما یادم نمی آمد شماره ام را به فروشنده ای داده باشم.پرسیدم:« مادر شما چی میفروشن پسرم؟»كمی مكث كرد.بعد با خجالت و آرام گفت: «تنش رو!» اول شوك شدم.اما زود مسلط شدم و كمی آرامش كردم و بهش اطمینان دادم مادرش را نمی شناسم و شماره را اشتباه گرفته است.اما از چیزی كه پسرك درباره مادرش گفته بود،هنوز بهت زده بودم.«تنش رو می فروشه»! باقی حرفهایش را دیگر نمی شنیدم. اما دست آخر چیزی گفت كه یقین كردم باید او را ببینم!

امین یك پسر «ایرانی» است.ایرانی. این را حتی برای «یك لحظه» هم فراموش نكنید.هنوز نمی دانم این پسر، چرا اینقدر زود بمن اطمینان كرد؟ گرچه اطمینانش بیجا نبود و من واقعا» به قصد كمك به دیدنش رفتم. و اگرچه بعد از حدود ٩ روز،هنوز هیچ كمكی نتوانسته ام به او و خانواده اش بكنم.با اجازه خودش، ماجرا و اسامی را با مختصری «ویرایش و پوشش» نقل می كنم تا نه اسمها و نه مكانها،هویت او را فاش نكند.پس امین یك اسم مستعار است برای پسری كه مرا «امین» خود و امانتدار رازهایش دانست.پسری كه بعدا»دلیل اعتمادش را گفت:«صدای شما، یه طوری بود كه بهتون اعتماد كردم.با اینكه چندتا مرد دیگه ای كه بهم زنگ زدن،فحش دادن و داغ كردن، اما شما عصبانی نشدین و آرومم كردین.همون موقع حس كردم نیاز دارم با یك بزرگتر حرف بزنم!یكی كه مثل پدر واقعی باشه.بزرگ باشه نه اینكن هیكلش گنده شده باشه!» حس كردم پسرك باید خیلی رنج كشیده باشد كه اینطور پخته و بزرگتر از سنش بنظر می آید. امین حدود ٢ ماه پیش فهمید مادرش، شروع به «تن فروشی» كرده است! مادرش كه «یك تنه» سرپرستی او و خواهر كوچكترش را برعهده دارد و زن جوانی است كه امین می گوید «زنی معصوم مثل یك فرشته» است.اما اگر شما جزو جمعیت پانزده میلیونی فقیر این مملكت نیستید، لابد اینجا و آنجا «شنیده اید» كه در این سرزمین، «خط فقر» به چنان جایی رسیده كه فرشته های بسیاری به تن فروشی مجبور شده اند! امین از روز اولی كه مادرش بالاخره مجبور شد خودفروشی كند و به خانه دو پسر پولدار و نشئه رفت،خاطره سیاهی دارد.می گوید «خاطره سیاه»! و این تركیبی نیست كه یك بچه ١٢ ساله به كار ببرد، حتی اگر مثل او «باهوش و معدل عالی» باشد! اما غم، همیشه مادر شعر است.اندوه،مادر سخنانی است كه گاه به شعر شبیه اند! و گاه خود شعرند..

امین گفت آن روز مادرش دیگر ناچار بود، زیرا «هیچ هیچ هیچ راهی برای سیر كردن من و خواهر ٨ ساله ام سراغ نداشت»!

مادر بیچاره و مستأصل،پیش از رفتن به خیابان و شروع فحشاء، حتی نماز هم خوانده بود و این طنز سیاه روزگار ماست. او كلی با خدایش حرف زده و نجوا كرده بود! شاید از خدا اجازه خواسته تا این گناه ناگزیر را انجام دهد! یا شاید پیشاپیش استغفار و توبه كرده! كسی نمی داند! شاید هم خدایش را سرزنش می كرده است!كاش می شد فهمید او با خدا چه ها گفته است؟ در شبی كه قصد كرده برای نجات فرزندانش از زردی و گرسنگی، به آن عمل تن دهد.این سئوال بزرگ همیشه در ذهن من هست كه او با خدا چه ها گفته است؟

بعد به قول امین با دلزدگی و اشكی كه تمام مدت از بچه هایش پنهان می كرد،كمی به خودش رسید و خانه و خواهر كوچكتر را به امین سپرد و رفت! امین مطمئن شده بود مادرش تصمیم سخت و مهمی گرفته است.چون در آخرین نگاه،بالاخره خیسی چشمان مادر بیچاره را دید.

چند ساعتی گذشت. خواهرش خوابید ولی امین با نگرانی،چشم براه ماند: « حدود ١٢ شب مامانم كلید انداخت و اومد تو! ظاهرش خیلی كوفته و خسته تر از وقتای دیگه ای بود كه برای پیدا كردن كار یا پول یا خریدن جنس قرضی بیرون می رفت و معمولا» سرخورده و خسته برمی گشت. مانتوش بوی سیگار می داد.مادرم هیچوقت سیگار نمی كشه.با اینكه نا نداشت،ولی مستقیم رفت حمام. رفتم روسری و مانتوشو بو كردم. مطمئن شدم لباسهاش بوی مرد میدن.از لای كیفش یه دسته اسكناس دیدم! با اینحال یكهو شرم كرده.از اینكه درباره مامان خوبم چنین فكر بدی كرده ام، خجالت كشیدم.گفتم شاید توی تاكسی،بوی سیگار گرفته باشد!گفتم شاید پولها را قرض كرده باشد! اما یكهو از داخل حمام،صدای تركیدن یك چیز وحشتناك بلند شد. بغض مامان تركید و های های گریه اش بلند شد…»
دو جوان كه در آن شب، فقط به اندازه اجاره ٢ماه خانه خانواده امین، گراس و مشروب و مخدرمصرف كرده بودند،طبیعتا» آنقدرها جوانمرد نبودند كه از یك «مادر مستأصل» بگذرند و او را بدون آزار و با اندكی كمك و امیدبخشی از این كار پرهیز دهند.

امین از آن شب كه مادر را مجاب كرد با او صادق باشد و همه چیز را از او شنید،دنیای متفاوتی را پیش روی خود دید. بقول خودش این اتفاق،یك شبه پیرش كرد.او دیگر نه تمركز درس خواندن دارد و نه دلزدگی و بدبینی،چیزی از شادابی یك نوجوان دوازده ساله برای او باقی گذاشته است.امین آینده ای بهتر از این برای خواهر كوچكش نمی بیند كه روزی،به زودی، او نیز به تن فروشی ناگزیر شود.

چند بار؟ چند بار كبودی آزار مردان غریبه را روی بازوها و پای مادرش دیده باشد،كافی است؟ چند بار دیوانه شدن و به خروش آمدن مادرش را دیده باشد، كافی است تا چنان تصمیمی بگیرد؟ امین كلیه خود را به معرض فروش گذاشته است.اما می گوید تا می بینند بچه ام،پا پس می كشند و گواهی از بزرگترهایم می خواهند:«نه! اینطور نمی شه!»امین می خواهد بداند آیا می تواند كار بزرگتری بكند؟ كاری كه مادر فرشته خو و خواهركش را، برای همیشه از این منجلاب نجات بدهد؟

او واقعا» دارد تحقیق و بررسی می كند كه آیا می تواند اعضای بدنش را تك به تك پیش فروش كند؟ و آیا می تواند به كسی اطمینان كند كه امانتدارانه، بعد از مرگش، اعضایش را تك به تك به بیماران بفروشد و پولشان را بگیرد و با امانت داری به مادر و خواهرش بدهد؟و اینكه چگونه مرگی، كمترین آسیبی به اعضای قابل فروشش خواهد رساند؟ تصادف؟ سم؟ سیم برق؟

شاید برای یافتن آن فرد امانتدار، او حاضر شد راز بزرگش را بمن بگوید.منی كه كشش درك انجام چنین كاری را از یك پسربچه نداشتم تا آنكه از نزدیك دیدم.و وقتی دیدم، آرزو كردم كه ای كاش روزگار از شرم این واقعه، به آخر می رسید.
از او خواسته ام فرصت بدهد شاید فكری كنم.شاید راهی باشد.از وقتی كه با حرفه ام آشناتر شده،اصرار دارد خودم این مسئولیت را قبول كنم و «وكیل بدن» او شوم! خودش این عبارت را خلق كرده. «وكیل بدن»! ذهن این پسر دوست داشتنی، سرشار از تركیبهای تازه و كلمات بدیع و زیباست.

در شروع،سئوالم این بود كه امین ١٢ ساله كی و چطور بغضش را فریاد خواهد زد؟ و حال می پرسم وقتی بغض او و امثال او تركید،این جامعه ما چگونه جامعه ای خواهد شد؟و چه چیزی از آتش خشم فریاد او در امان می ماند؟ذهنم بیش از گذشته درگیر این نوع «بدن فروشی» شده و كار این پسر را، یك فداكاری «پیامبرانه» می دانم كه پیام بزرگی برای همه ما و شما دارد.این روزها دایم دارم به راهها فكر می كنم.آیا راهی هست؟

.

30 دیدگاه

  1. آریانا said,

    che gadr vahshatnako dardnake,hatman dar moredesh fekr mikonam,hatman.age rahi bashe behetoon man ham pishnahadesh mikonam.wow ,wowwwwwww,

  2. f said,

    حالا چطور مي شه به اين خانواده ها كمك كرد . نوشتن خاطرات آنان فقط و فقط تحريك شديد احساسات مردم است كه با اين روش كه شما در پيش گرفته ايد مطمئنا تا چند وقت ديگر حتما مردم نسبت به اين مسائل هم بي تفاوت خواهند شد اگر كاري از دستمان برمي آيد كه انجام دهيم بگوييد . آدرس يا نشاني كه بتوان از آن ظريق به اين خانواده كمك كرد را ارائه دهيد اگر هم آدرس نداريد و راهي براي كمك كردن چرا بيخود اعصاب مردم را به هم مي ريزيد به هر حال منتظر دريافت نشاني براي كمك كردن هستم و در غير اين صورت در صحت نوشته شما حتما شك خواهم كرد.
    ——————————————————-
    با اینکه اصلا به جبهه گیری در مقابل نظر خواننده ها علاقه ندارم ولی باید بگم که فقط شما نیستین که در صحت این نوشته شک کردین بله درست فهمیدید کار من نشر اکاذیب و کار شما چشمپوشی از حقایق….
    لطفا این خبط بنده رو به بزرگواری خودتون ببخشید

  3. reza said,

    salam moteasefam be khatere in jameye baraye mardome in jameye vaghean inja kojas kojaa ta key ta key adam bayad az doro varesh in chiza beshnave

  4. Majid said,

    Man Har komaki lazem beashee anjam midam az adamhaee ke shoar midan badam miad pas bejaee harf amal konim man nemidonam chi begam shenidanesh tekon dahandas sang zob mishee ma ke ensanim va masalan mosalmun maskharast mosalmonim dar harf ama amalemon sefree

  5. kaveh said,

    به نظرمن لزومي نداره به صحت يا سقم اين داستان فكر كنيم.اين حقيقتي است كه تا بشر بوده و هست باهاش بوده .اما بسته به جوامع كم و زياده . به پسرك هايي فكر كنيد كه پول فروش تن مادرشون رو تحويل ميگيرن و ميشمارند .به خانواده هايي فكر كنين كه حتي همين سقف اجاره هاي را ندارند و فقط به خاطر يه تيكه نان يا بيسكويت تنشون را ميفروشند .آيا ما واقعاً ميتونيم كمكي بكنيم ؟ آيا ما همان مردهايي نيستيم كه به همين زنها به خاطر خريد تنشون پول ميديم؟
    متاسفانه تعداد كساني كه حاضرن به اين خانواده ها كمك كنن از تعداد كساني كه ميخوان براي ساعتي اين زنها رو داشته باشن و شهوتشون را آروم كنن خيلي كمه .
    من فقط قسمتي از صورت مسئله رو گفتم .راه حل انجاييه كه هر ادم سالمي اراده كنه ميتونه يه كاره ابرومندانه داشته باشه .منظورم از كار ابرومندانه دندانپزشكي نيست .منظورم همون طي كشيدن به كف يه رستورانه كه ميشه بدون فروش تن و روح شكم رو سير كرد …….

  6. hamed said,

    dastane jalebiye vali sakht agr haghighat dashte bashe man amadeye komak bein khanvade hastam

  7. mahmood said,

    خاك بر سر مملكتي كنم كه واقعا ظلم در آن بي داد ميكنه كه زنهاي جوان و نجيب به خود فروشي دست ميزنند.
    درسته من هم زنهايي را ميشناسم كه از روي فقر ونداري به چنين كاري دست ميزنند.
    حكومت ما شده جيب پولدار پركردن وبه بيچاره زور گفتن.
    من نتوانستم بيشترنامه را بخوانم چون از اين دولت وملت 30ساله نو گرا چيزي بجز ظلم نديده ام.

  8. alireza said,

    shomare ya adresi ke beshe bahashon tamas gereft bedin motmaen bashid ba nahayate amanat dari in kar anjam mishe dar geire in sorat bazi kardane baehasae mardome
    ye roz yadame to sharak khonamon bod to khiabone iran zamin dashtam miraftam bashga ye javon jelomo gereft goft man mikham beram shahriar pol to jibam nist mishe komakm koni goftam are hatman kole pole to jibam 200 toman bod dadam behesh piade ta bashgahe engelab raftam (man koshtygiram 70k) jalaseie bad dobare hamon adamo didam ke omad hamon karo bokone ke ta mikhord zadameshchagoam vasam keshid vali bazam zadamesh az on bebadam dige behishki ke in shivaro piade kard etemad nakardam khoda midone chandtashon rast migoftan chandta dorog ke man moafag be komak onaiee ke rast migoftan nashodam
    hala in dastanam mitarsam bababe jadidi bashe vase in masael vali jone mola age emkani hast begid maham komak konimhade agal ye kar vase amin radif mikonam

  9. مهدی said,

    دارم دیوونه میشم با اینکه 17 سالم بیشتر نیست و همیشه به قول معروف دنبال سکس بودم و البته چندین بارم…خلاصه بگزریم……توبه کردم توبه کردم توبه کردم خدایا از من بگزر این پسر مرده نه من من یه کثافتم

  10. مهدی said,

    خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

  11. مهدی said,

    لعنت به تو با این داستانات sory

  12. reza said,

    agha vaghean tahte tasir gharar gereftam
    injor adamai hastan ke az roye nachari dast be in kar mizanan
    chejori mishe be ina komak kard?

  13. pooya said,

    doroste

    ama in faghat ye khanevade ast khanevade haye besyari hastand ke baraye

    pool daravordan tan froshi mikonand

    ya hagh

  14. یک افغانی said,

    سلام

  15. یک افغانی said,

    سلام من یک افغانی هستم کیرم توکس همه دخترهای خشکل ایرانی
    همه شما ایرانی ها فاحشه وکونی هستید کیرم تو کون همه شما ایرانی های کونی کیرم تو کس گشادتون دختر خشکل های ایرانی

  16. siyak said,

    بسيار ناراحت كننده و دحشت باره. خداوند بندگانش رو از شر ناجوانمردان حفظ كنه و اين خانواده رو در پناه خودش نگه داره.
    ادرس پست الكترونيك خودم رو گذاشتم كه اگه ادرس يا نشوني از اين خانواده داريد به من بدهيد تا براي كمك مالي به آنها اقدام كنم.
    يا حق

  17. ارشیا said,

    به نظر من به یکی از خیریه ها معرفی شان کنید … توسط آن خیریه و کمک خودتان شماره حساب بدهید مطمئن باشید ما همگی ما ایرانیان کمک خواهیم کرد … ایران هنوز ایرانی زیاد دارد …
    – به این افغانی که به زنان نجیب ایران توهین کرده می گویم حالا که به ایران راهت دادند افسارتان را در دست بگیرید زیرا در غیر این صورت مطمئن باش پوزه ات را به خا ک وخون می مالیم … افغانییییییییییییییی
    جرات داری توی خیابون این حرف را بزن تا ….
    ما اصالت داریم چیزی ه همگی ملل دنیا حسرتش را می خورند مردان با غیرت ایرانی نخواهند گذاشت زن ایرانی تن فروشی کند …
    من جوانم و اشتاه زیاد کرده ام ولی بیایید کاری کنیم تا یک افغانی و یا یک عرب به خودش اجازه توهین به زن ایرانی راندهد …
    درود بر شرفتان ………….. جوان ایرانی (کوروش کبیر … آرش کمانگیر … بابک خرم دین … مازیار … رستم فرخزاد …و…)

  18. ارشیا said,

    شماره حساب خیریه را حتمأ در این سایت معرفی کنید من دوست دارم به این خانم کمک بشه … کمک های هر چند اندک تک تک افراد می تونه خنده و شادی و نجات زندگی یک زن ایرانی و بچه هاشو برای ما به ارمغان بیاره …

    درود بر ایران ……………..

  19. ارشیا said,

    حتی می تونید پس از راه انداختن سایت کمک با شماره حساب خیریه مطمئن … ( البته ببخشید اینو می گم . برای اعتماد مردم میگم ) … می تونید در شبکه های تلویزیونی در برنامه هایی که مجری داره … از مردم کمک بخواید و مطمئن باشید بی پاسخ گذاشته نمیشه …
    من هم هرکمکی از دستم بر بیاد انجام می دم …
    من فکرای خوبی دارم… حتمأ خدا کمک می کنه …
    درود برپرودگار ایران زمین …

  20. omid said,

    افغانیه بی ناموس .برو با ننت حال کن

  21. محمد said,

    09374179469 دخترها با این شماره تماس بگیرن

  22. mahan said,

    salam
    man baz ham minevisam
    man hamishe va hamishe midoonam hich zani az rooye shahvat tan forooshi nemikone
    motmaenam agar bekhad lezat bebare in rahesho nemire
    man kheyli az keshvaraye donya ro gashtam hich zani (manaye jensi az in kar lezat nemibare
    kolan zanha az tedade va tanavoe jensi ro doost nadaran be khtere tabiateshoone
    ma mardha hastim ke in akhlaghe kasifo darim
    aaaaaammmmmmmmmmmmmaaaaaaaaa
    vaghean nemishe etemad kard
    nemigam man kheyli khoobam ama yek dafe man be khanoomi pooli dadam va goftam hade aghal ye hafteh inkaro nakon va fardash dobare kenare khiaboon didamesh

    pishnahad

    mardom gheyratmande irani biayid jashne ramezan ro ya sandogh ha ro ba shahamate tamam in dafe khrje namoose sarzaminemoon konim

  23. crywolf said,

    afghani behet fohsh nemidam chon mesl to kasif nistam va esalat daram age to amsale to kami esalat kami maarefat kami javanmardi ya kami ensaniat dashtan in harf haro nemizadan va enghadr haghirane zendegi nemikardan

    age komaki az dast man baraye in khanevade bar miamad ba man tamas begirid

    pr.daniel@yahoo.com

  24. یه مادر said,

    خیلی متاسفم من خودم 2 بچه دارم و همسری به استقامت کوه ولی درد این مادر رو میفهمم خیلی تکان دهنده بود

  25. milad said,

    با سلام خدمت دوست عزیز

    دوست عزیز همانطور که پیش تر یکی از دوستان گفتن عنوان کردن این مسائل فقط باعث بی تفاوت کردن مردم به اینگونه مسائل میشه

    کاش هدفی از این نوشته های داشتی و در آخر شماره حسابی یا شماره تماس خودتون رو میزاشتین کسانی که میخواستن کمک کنن تماس میگرفتن

    لطفا به من ایمیل بزنید منتظرم

    ایام به کام

  26. navid5151 said,

    با سلام به همه حاضرین در سایت اعم از ایرانی یا برادران افغانی در مورد این مادر مطمنا دولت مقصر است وشما هم اگر شماره کارت آن پسر را بگرفتید به نوعی مثبت بود و اما آن عزیز افغانی که متاسفانه آنگونه توهین کرد اولا نیازی نمیبینم از تاریخ و هویت این مملکت برایش بگویم کافیست ایشان دو کلاس سواد داشته باشد دوما ملت ایران در اوج درگیرهای افغانستان هیچگاه مردم ستمکشیده افغانستان را تنها نگذاشتند و همیشهیار ویاور ملت افغان بوده اند امیدوارم این دوست و برادرافغانی ام حتی اگر میخواهد توهین ولی برایم پیام دهد

  27. دانیال said,

    از خودم خجالت کشیدم وقتی اینو شنیدم.به 2 دلیل:چرا زندم وقتی پسر12 ساله ای میخاد اعضاش رو بفروشه و من در مورد این فکر میکنم چجوری مو هامو درست کنم.2 اینکه اونقدر حیوان صفتم که تا حالا به ذهنم نرسیده بود وقتی با 1 خانوم میخابم خدا میدونه اون چرا اینکارو کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  28. سعید said,

    اول به اون افغانی بگم که اگه خودت خواهر مادر داشتی چنین حرفی نمی زدی.
    اگر هم مادرت رو هنوزپیدا نکردی بیا پیش خودم حداقل باباتو ببین.
    دوم میخوام به این دوستمون که مطلب رو نوشته بگم اگه میشه حداقل یه ایمیل از خودش همین جا بذاره چون درسته که زمونه عوض شده ولی هنوز مرد خیلی زیاده همین جا میتونید چند تاشو ببینی که حاضرند کمک کنند .منم همین جور حداقل دعا میتونیم بکنیم.از خدا میخوام که مشکل دوستمون (امین)رو حل کنه /////انشاالله تا حالا حل شده

  29. درویش said,

    سلام.با ابراز نهایت تاسف واسه همه مردایی که بویی از مردی نبردن.ازتون خواهش میکنم در اسرع وقت اون پسر یا مرد رو به من معرفی کنین و یا شماره تماسشونو بهم بدین.امیدوارم بتونم کاری بکنم.فقط کوتاهی نکنین.reza.rasekhi1989@GMAIL.COM

  30. درویش said,

    افغانی فقط بشنو و بفهم چی میگم.به ولای علی و به ناموس بیبی زینب اگه گیرت می آوردم تیکه تیکه ات می کردم.ایرانی یه کلمه مقدسه که شماها لیاقتشو ندارین به زبون بیارین و میاین هرچی برازنده خودتون و خونوادتون هست رو به زبون میارین.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: