زیباترین سریال قرن 21

ژوئیه 27, 2008 at 8:11 ب.ظ. (General عمومی) (, , , , , , , , , , , )

سلام به تمام برو بکس وبلاگستان

یه چند وقتیه (یعنی از سال 2004 تا سال 2008 ) تو تلوزیون abc tv سریالی به نام گمشدگان پخش میشه که تو این مدتی که داره پخش میشه طرفدارای زیادی رو به دست آورده برای همین هم خواستم یه معرفیی از این سریال تو وبلاگم داشته باشم تا شاید کسایی که تا حالا این سریال رو ندیدن ( که البته نصف عمرشون بر فناست) برن دی وی دی هاشو بگیرنو ببینن (حرکت در جهت ریختن پول تو جیب قاچاقچی های فیلم)

مجموعه تلویزیونی گم‌شدگان (به انگلیسی: Lost) مجموعه‌ای است که از شبکه ABC آمریکا و تعداد زیادی از شبکه‌های خارجی بخش می‌شود. این مجموعه تلویزیونی از ۲۲ سپتامبر ۲۰۰۴ آغاز شده‌است و تا کنون سه فصل از آن کامل شده و فصل چهارم در حال پخش است.

این مجموعه تلویزیونی داستان گروهی از بازماندگان انفجار پرواز Oceanic 815 بر فراز جزیره‌ای ناشناس در اقیانوس آرام است. سبک کلی این مجموعه تلویزیونی معماگونه است و با یافتن هر پاسخ چندین سوال نو بوجود می‌آید.

در این مجموعه تلویزیونی از فلاش بک به شدت استفاده می‌شود. معمولاً در هر قسمت از سریال یکی از شخصیت‌ها (گاهی چند شخصیت) در مرکز توجه قرار می‌گیرد و در لابه‌لای داستان، گذشته‌ای از او نمایش داده می‌شود که اطلاعاتی مربوط به دورهٔ قبل از سوار شدن به پرواز به ما می‌دهد. در قسمت‌های پایانی فصل سوم و قسمت‌های پخش شدهٔ فصل چهارم، گاهی حالتی برعکس فلاش بک رخ می‌دهد به این نحو که تصاویری از آینده نمایش داده می‌شود (در اصطلاح سینمایی به این کار flash foward گفته می‌شود).

پخش چهارمین فصل این مجموعهٔ تلویزیونی از ۳۱ ژانویه ۲۰۰۷ آغاز شد. قرار بود که این فصل شامل ۱۶ قسمت باشد که به خاطر اعتصاب اصناف نویسندگان آمریکا فقط ۸ قسمت آن ساخته شده‌است و پخش قسمت‌های بعدی آن از ۲۴ آوریل ۲۰۰۸ شروع خواهد شد.

در مه ۲۰۰۷ اعلام شد که فصل‌های چهارم، پنجم و ششم این سریال پخش خواهد شد و تا مه ۲۰۱۰، ۱۱۷ قسمت از آن تولید می‌شود. فصل چهارم این سریال شامل ۱۴ قسمت (۱۳ قسمت پخش شده که قسمت آخر آن شامل دو قسمت همزمان) بود که در تاریخ ۲۹ مه ۲۰۰۸ به اتمام رسید.

با بروی ایر رفتن این مجموعه وبلاگ‌ها و سایت‌های زیادی در رابطه با این سریال بوجود آمدند.

شمارش معکوسی هم در سایت مذکور آمده است و علاقمندان زیادی در سراسر دنیا روزانه این سایت را چک می‌کنند تا از

جدیدترین اخبار مربوط به این سریال مطلع شوند. یکی از طرفداران این مجموعه در مورد این سریال گفته است که به قدري از این سریال خوشش آمده و در خواب هم رویایLOST می‌بیند.

این مجموعه در اوهایو فیلم برداری شده و بعلت تعدد هنرپیشگان و لوکیشن خاص یکی از پرهزینه ترین سریالهای تلویزیونی است که تابحال از تلویزیونهای جهان پخش شده است.

هر قسمت 42 دقيقه اي اين سريال علاوه بر ماجراي اصلي با فلش بكهايي به زندگي شخصيتها همراه است و به تدريج مخاطب را با زندگي شخصيتهاي اصلي داستان آشنا مي كند. شخصيتهايي كه تقريبا هر كدام از يك نژاد، يك طرز تفكر و يك فرهنگ متفاوت هستند. در اين سريال نماينده اي از هر قاره وجود دارد. از آسيا، استراليا، آمريكا، اروپا و آفريقا و حتي از قطب هم نماينده اي حضور دارد (خرس قطبي) و شايد يكي از مسائلي كه باعث جذب بي سابقه مخاطب براي اين سريال شده همين نكته است نكته ظريفي كه باعث مي شود تقريبا تمام بينندگان براحتي با شخصيتها همزادپنداري كنند.

Advertisements

پایاپیوند 7 دیدگاه

ای خدای عزیزم، تو از نیاز من با خبری……..

ژوئیه 11, 2008 at 9:31 ق.ظ. (General عمومی)

لوئیز زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس، و نگاهی مغموم وارد خواروبار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به او بدهد. به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمیتواند کار کند و شش بچه شان بی غذا مانده اند.

جان لانک هاوس، با بی اعتنایی، محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون کند

زن نیازمند، در حالی که اصرار میکرد گفت آقا شما را به خدا به محض این که بتوانم پول تان را می آورم

جان گفت نسیه نمی دهد

مشتری دیگری که کنار پیشخوان ایستاده بود و گفت و گوی آن دو را میشنید به مغازه دار گفت

ببین خانم چه می خواهد، خرید این خانم با من

خواربار فروش با اکراه گفت: لازم نیست، خودم میدهم. لیست خریدت کو؟

لوئیز گفت: اینجاست

» لیست را بگذار روی ترازو. به اندازه وزنش، هر چه خواستی ببر.»

لوئیز با خجالت یک لحظه مکث کرد، از کیفش تکه کاغذی در ‏آورد، و چیزی رویش نوشت و ‏‏آن را روی کفه ترازو گذاشت. همه با تعجب دیدند کفه ی ترازو پایین رفت

خواروبار فروش باورش نشد. مشتری از سر رضایت خندید

مغازه دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در کفه ی ترازو کرد. کفه ی ترازو برابر نشد، آن قدر چیز گذاشت تا کفه ها برابر شدند

در این وقت خواروبار فروش با تعجب و دل خوری تکه کاغذ را برداشت ببیند روی آن چه نوشته شده است

کاغذ، لیست خرید نبود، دعای زن بود که نوشته بود:» ای خدای عزیزم، تو از نیاز من با خبری، خودت آن را بر آورده کن «

مغازه دار با بهت جنس ها را به لوئیز داد و همان جا ساکت و متحیر خشکش زد

لوئیز خداحافظی کرد و رفت

فقط اوست که میداند وزن دعای پاک و خالص چه قدر است …..

پایاپیوند ۱ دیدگاه