دختر ۱۸ ساله، قربانی پسر شیطان صفت شد

مارس 1, 2008 at 1:57 ب.ظ. (حوادث)

دختر جوانی که بعد از آزار و اذیت از سوی یک پسر جوان توسط پدرش مورد ضرب و جرح قرار گرفته بود برای شکایت به دادسرای جنایی تبریز مراجعه کرد.
این دختر ۱۸ ساله که فرزانه نام دارد در شکایت خود گفت؛ چند سال بود که با پسری به نام سینا رابطه داشتم، البته این رابطه فقط در حد صحبت کردن بود و من برای پر کردن تنهایی ام دست به چنین کاری می زدم. بد رفتاری هایی که در خانه با من می شد باعث شد نتوانم در منزل با کسی حرف بزنم و کاملاً تنها بودم به همین خاطر یک روز وقتی پدر و مادرم در خانه نبودند، سینا به منزل ما آمد و مرا مورد آزار قرار داد، او قدرتش از من بیشتر بود و نتوانستم در برابرش مقاومت کنم. هنوز سینا در خانه بود که پدرم سر رسید و سینا با دیدن وی پا به فرار گذاشت، پدرم که به شدت عصبانی شده بود مرا به باد کتک گرفت و تا سر حد مرگ مرا زد.
فرزانه در ادامه گفت؛ از زمانی که به یاد می آورم همیشه مورد آزار پدرم بودم، او مرد بد اخلاق و بدرفتاری است و هر وقت مادرم در خانه نباشد به بهانه های مختلف کتکم می زند. من یک برادر دیگر هم دارم اما پدرم فقط با من بدرفتاری می کند. هر چند رابطه خوبی با مادرم دارم و او زن مهربانی است اما نمی تواند در برابر کارهایی که پدرم می کند، عکس العملی نشان دهد.
فرزانه در مورد نحوه آشنایی اش با سینا گفت؛ یک روز وقتی داشتم از مدرسه به خانه می رفتم، پدرم را دیدم که با عصبانیت جلو آمد بدون کلامی مرا مقابل چشمان هم مدرسه یی هایم به شدت کتک زد. او موهایم را دور دستش پیچید و کشان کشان به خانه برد، در تمام این مدت نمی دانستم که چرا این کار را می کند و فقط التماس می کردم دیگر مرا کتک نزند. وقتی به خانه رسیدیم پدرم با عصبانیت گفت؛ چرا موهای سرت بیرون بود. من از عمد موهایم را بیرون نگذاشته بودم و سهواً چند تار مویم بیرون بود. قسم خوردم که به عمد این کار را نکردم، اما حرفم را باور نکرد و باز هم کتکم زد. مادرم هم نمی توانست جلوی کارهایش را بگیرد، پدرم بعد از اینکه از کتک زدن من خسته شد ماشین ریش تراشش را آورد و موهایم را از ته تراشید، صورت کبود و موهای تراشیده ام شرایطی را فراهم کرده بود که نمی توانستم از خانه خارج شوم و مدت طولانی را در خانه ماندم.
بعد از مدتی وقتی از منزل خارج شدم، سینا سر راهم قرار گرفت و از من خواست که با او رابطه برقرار کنم، من که به شدت تنها بودم پیشنهاد وی را قبول کردم. فرزانه افزود؛ من مدت ها بود که با سینا رابطه داشتم و او به من پیشنهاد ازدواج داده بود و اصرار داشت خانه ما را ببیند. روز حادثه وقتی پدر و مادرم به میهمانی رفتند و من در خانه تنها شدم به سینا زنگ زدم که بیاید، نمی دانستم که نیت شومی در سر دارد. وقتی وارد خانه شد به شدت مرا مورد آزار قرار داد و در این هنگام هم پدرم رسید، سینا فرار کرد و پدرم مرا تا جایی که توان داشت کتک زد. این گزارش حاکی است، پرونده فرزانه در دادسرا در حال رسیدگی است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: