زیبا ترین قلب

مارس 30, 2008 at 3:20 ب.ظ. (فرهنگ و ادب)

مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي‌كرد كه زيبا ترين قلب را در آن شهر دارد. جمعيت زيادي گرد آمدند.قلب او كاملا سالم بود و هيچ خدشه اي بر آن وارد نشده بود. پس همه تصديق كردند كه قلب او به راستي زيباترين قلبي است كه تا كنون ديده اند.
مرد جوان، در كمال افتخار با صدايي بلندتر به تعريف از قلب خود پرداخت. ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت: اما قلب تو به زيبايي قلب من نيست. مرد جوان و بقيه جمعيت به قلب پير مرد نگاه كردند. قلب او با قدرت تمام مي‌تپيد، اما پر از زخم بود. قسمت‌هايي از قلب او برداشته شده و تكه‌هايي جايگزين آن شده بود.
اما آنها به درستي به درستي جاهاي خالي را پر نكرده بودند و گوشه‌هايي دندانه
دندانه در قلب او ديده مي‌شد. در بعضي نقاط شيار‌هاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكه اي آنها را پر نكرده بود. مردم با نگاهي خيره به او مي‌نگريستند. و با خود فكر مي‌كردند اين پير مرد چطور ادعا مي‌كند كه قلب زيبا تري دارد.

مرد جوان به قلب پير مرد اشاره كرد و با خنده گفت: تو حتما شوخي مي‌كني… قلبت را با قلب من مقاسيه كن. قلب تو، تنها مشتي زخم و خراش و بريدگي است. پير مرد گفت: درست است قلب تو سالم به نظر مي‌رسد، اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نمي‌كنم. مي‌داني، هر كدام از اين زخمها نشانگر انساني است كه من عشقم را به او داده ام، من بخشي از قلبم را جدا كردم و به او بخشيده ام. گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده كه به جاي آن تكه بخشيده شده قرار داده ام. اما چون اين تكه‌ها مثل هم نبوده اند، گوشه‌هايي دندانه دندانه در قلبم دارم كه برايم عزيزند، چرا كه ياد آور عشق ميان دو انسان هستند. بعضي‌ها از قلبم را به كساني بخشيده ام.
اما آنها چيزي از قلب خود به من
نداده اند. اينها همين شيارهايي عميق هستند. گرچه دردآورند، اما يادآور عشقي هستند كه داشته ام اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيار‌هاي عميق را با تكه اي كه من در انتظارش بوده ام، پر كنند. حالا مي‌بيني زيبايي واقعي چيست؟ مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد. در حالي كه اشك از گونه‌هايش سرازير بود، به سمت پير مرد رفت. از قلب جوان و سالم خود تكه اي بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد.
پير مرد آن را گرفت و در قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي‌خود را جاي زخم مرد جوان گذاشت. مرد جوان به قلبش نگاه كرد، ديگر سالم نبود، اما از هميشه زيباتر بود. عشق از قلب پير مرد به قلب او نفوذ كرده بود

Advertisements

پایاپیوند 3 دیدگاه

دختر ایرانی !

مارس 26, 2008 at 2:49 ب.ظ. (جشنواره نوروزی, دل درد)

دختر ایرانی ! : هرگز بینی هایشان عمل کرده نیست .

– موهایشان خدادادی طلائی است و مادر زادی مش داره .

– وقتی از کنار هم رد میشن هرگز به هم چپ چپ نگاه نمی کنند.

– تمام زیور آلاتشان طلاوجواهرات اصل است.

– تا قبل از ازدواج هر گز ابروهایشان را بر نمی دارند.

– بدون اجازه خانواده شان هیچ جا نمیرن .

– وقتی باهاشون دوست شدی هفته دوم باید بری خواستگاری .

– همیشه سر به زیر هستن و به هیچ غریبه ای نگاه نمی کنند

*قسمتی از سفرنامه ی پینوکیو به ایران *

پایاپیوند 3 دیدگاه

چگونه ترشیده نشویم

مارس 26, 2008 at 2:41 ب.ظ. (جشنواره نوروزی, دل درد)

1_یقه اولین خواستگار رو بچسبید که شاید تنها شتر بخت شما باشه.

2_ناز و لفت و لیس رو بذارید کنار.

3_در معرض دید باشید، گذشت اون زمان که می‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم که از آفتاب و از سایه می رنجم

4_ سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر که برین همچین بگی نگی از دهن می‌افتین.

5_تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج کنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بکشید.

6_ دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون کنید، یه وقت کتابشو دور گردنتون آویزون نکنید که گردن لطیفتون کج می‌شه

7_ پسر‌های فامیل بهترین و در دسترس‌ترین طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپیدشون.

8_ رو شکل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشکل…!!

9_توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بی‌بی عذرا نشست و برخاست کنید، همینا هستن که شادوماد می‌سازن واستون.

10_ یه کم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و کرم شب و روز و ماسک خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و… نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.

11_در پوشش دقت کنید، لباس چسب و کوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می کنه، یه پوشش سنگین و اندکی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.

12_مهمون که میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی کنید، خلاصه یه چشمه بیاین که بعله ما هم هستیم.

13_ سعی کنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره که مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد که دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه…

14_تا مامانه و باباهه می‌گن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حرکات و سکناتتون این نظر رو تایید کنید و دنبالشو بگیرید.

15_ بلاخره اگه خدای نکرده می‌خواین جزو اون یک میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید (تازه اگه همه پسرای این مملکت دوماد شن، که نمی شن) هر چی دارید، رو کنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم کمالات و هنر مندیاتتونه

پایاپیوند ۱ دیدگاه

جشنواره نوروزی وبلاگستان

مارس 25, 2008 at 9:33 ق.ظ. (General عمومی)

jashn2.jpg
با عرض تبریک سال نو امسال تو جامعه وبلاگ نویسی ایران یه جشنواره ای راه افتاده که بنیانگذار اون جناب فتحی

بودن لوگویی رو هم که بالای مطلب دیدید مطعلق به همین جشنواره بوده که ما برای معرفی این جشنواره به شما عزیزان و البته بیشتر برای اینکه خودم بتونم تو این جشنواره شرکت کنم گذاشتم، عزیزانی که می خوان در مورد این جشنواره اطلاعات بیشتری بدست بیارن روی خود لوگوی بالا کلیک کنند.

با تشکر .

JENUS

پایاپیوند ۱ دیدگاه

تالار گفتمان

مارس 23, 2008 at 3:19 ب.ظ. (General عمومی)

با سلام خدمت تمام دوستان عزیز

خوشحالم بگم که از امروز یه تالار گفتمان به وبلاگ اظافه می شه، به چند تا مدیر کاردرست نیازمندیم.

از تمام دوستایی که به ما سر می زنن خواهش میکنم اگه می تونن با ما همکاری کنن اعلام آمادگی کنن تا بهشون یوزر پس بدم تا کارشون رو شروع کنن.

پایاپیوند نوشتن دیدگاه

عکس هایی از سایت شرم آور حراج نوروزی دختران ایرانی در دوبی

مارس 19, 2008 at 11:33 ق.ظ. (درد دل)


همزمان با تکرار ادعاهای امارات مبنی بر مالکیت بر جزایر سه گانه ایرانی،اطلاعات مندرج در یک سایت حاکی است که برخی شیوخ امارات با همراهی تعدادی از عناصر ایرانی، در صدد برگزاری حراج سالانه دختران ایرانی در دوبی هستند!

مافیای فساد امارات، با راه اندازی سایتی اقدام به تبلیغ برای دختران ایرانی کرده است که سن اکثر آنها بین 15 تا 18 سال است.

در این سایت، علاوه بر نام و سن این دختران، عکس رنگی نیز از هر کدام از آنها گنجانده شده است تا مشتریان عرب آنها، با دید بهتری به انتخاب بپردازند. قیمت های اعلام شده برای تصاحب هر کدام از این دختران نیز بنا به سن و زیبایی آنها ازبر مبنای درهم در این سایت اعلام شده است.

در این سایت برای اطمینان بخشی به مشتریان فاسد، در کنار مشخصات هر دختر، تاکید شده است که در صورت بیمار بودنش امکان استرداد وجود دارد.

در سایت (…) ادعا شده است که 8 گروه در ایران با شبکه فروش دختران ایرانی در امارت همکاری دارند و از بقیه «گروه های مافیایی» که می توانند در این امر فعالیت داشته باشند، دعوت به همکاری شده است.

به ادعای سایت مذکور، اسپانسر این جریان غیراخلاقی، یکی از شیوخ فجیره به نام «ع» می باشد.

همچنین از مشتریانی که در صدد تصاحب این دختران هستند دعوت شده است همزمان با سال نوی ایرانی، در هتل (…) حاضر شوند.

البته در صحت ادعاهای مطروحه در این سایت تردید جدی وجود دارد ولی هر چه باشد وجود چنین سایت هایی حتی اگر به شکل ذکر شده، نمود بیرونی هم نداشته باشند، ضربه ای به حیثیت ایرانی است به ویژه آنکه در سال های اخیر، اخبار زیادی درباره قاچاق یا فرار زنان و دختران ایرانی به امارات – به ویژه دوبی- و تصاحب آنها توسط ثروتمندان عرب منتشر شده است.

امارات که علیه ایران ادعای ارضی دارد و تعداد زیادی از ثروتمندان آن، با بی اخلاقی تمام در صدد تصاحب زنان و دختران ایرانی هستند، بیشترین سود را از تجارت با ایران می برد و یک چهارم از توریست های این کشور به وی‍ه در ایام نوروز را ایرانیان تشکیل می دهند

باور کنیم که مریضی و کثافت وجودمان را برداشته …

کاش می شد هر روز 10 کلمه ی فارسی جست و جو شده در سایت Google را که بیشترین درخواست جست و جو را داشته، بازخوانی می کردیم:

س ک س خانوادگی، س ک س + … ، … + …

توی یه آماری که از گوگل منتشر شده بود جستجوی کلمه س ک س در ایران رتبه اول در سطح جهان و بعد از اون عربستان رتبه دوم رو داشت

مرور می کنم و می نگرم تعداد بازدیدهای سایت های پورنوگرافی را با سایت های تخصصی و نیمه تخصصی _هر چند پورنوگرافی گونه ای ادبی و خاص فرهنگ کتبی است و ما ایرانی ها با این قدمت فرهنگ شفاهی، هرگز کمترین لذتی از خواندن و تصویرسازی ذهنی نمی بریم و غیر از کابوس های شبانه و خیال پردازی های بیمار کننده، ثمری برای ما ندارد_ … سایتهای سک س ولوژی را که کنار بگذاری آمار روزانه و هفتگی و ماهانه از 1000 برابر بالاتر است …

رُک می نویسم؛ چون واقعی است … تلخ است، چون حقیقت است …

به کجا می رویم ؟؟؟

به کجا خواهیم رفت ؟؟؟

کدامین حیوان …

خدایا !!!

کجایی ؟؟؟

تو هم بنویس … از هرزگیمان … از هرزگی … از هرزگی ها …

این پرونده ی بی غیرتی ماست …

منبع وبسایت : قیامت

پایاپیوند 76 دیدگاه

شنل قرمزی 2008

مارس 19, 2008 at 10:44 ق.ظ. (دل درد)

يه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :
عزيزم چند روزه مادر بزرگت مبايلشو جواب نميده . هرچی SMS هم براش ميزنم
باز جواب نمیده . online هم نشده چند روزه . نگرانشم .
چندتا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره .
شنل قرمزی گفت : مامی امروز نميتونم .

قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکی .
مادرش گفت : يا با زبون خوش ميری . يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوری لهت کنه .
شنل قرمزی گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم .
فقط خواستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين .
مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان.
می خوان ازت خاستگاری کنن واسه پسرشون .
شنل قرمزی گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد .
يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و می خوام .
شنل قرمزی با پژوی ۲۰۶ آلبالوئی که تازه خريده از خونه خارج ميشه .
بين راه حنا دختری در مزرعه رو ميبينه .
شنل قرمزی‌: حنا کجا ميری ؟؟؟
حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن .
شنل قرمزی: ای نا کس حالا تنها میپری ديگه !!
حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی .
بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت
نکردن .
شنل قرمزی: حتما اون دختره ايکبری سيندرلا هم هست ؟؟؟
حنا : آره با لوک خوشانس ميان .
شنل قرمزی: برو دختره …………………………………….
( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )
شنل قرمزی يه تیک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده .
پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!!!
ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمی رسيدن و می رفتن .
ميره جلو سوارش ميکنه .
شنل قرمزی : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!!
نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .
با اون مرتيکه …… راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
شنل قرمزی: اون که هاج زنبور عسل بود .
نل : حالا گير نده . وسط راه بابا مون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش .
اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون .
زندگی هم که خرج داره . نميشه گشنه موند .
شنل قرمزی : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد .
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپی .
جان کوچولو و بقيه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند ميکنن .
شنل قرمزی : عجب !!!!!!!!!!!!!!
نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک
می کنن .
دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائينی داره آدامس ميفروشه .
شنل قرمزی : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ‌؟؟؟؟
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتيول شد .
بچه مايه دار شدی . بقيه همه بد بخت شدن .
بچه های اين دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چيه .
شخصيتهای محبوبشون شدن ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگی و خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن .


پایاپیوند نوشتن دیدگاه

مقایسه دانشجویان کشورهای مختلف

مارس 19, 2008 at 10:42 ق.ظ. (دل درد)

ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه واکشنی(action) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!

اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!
گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!

پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!
ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید

پایاپیوند نوشتن دیدگاه

دسترسی به این سایت……..

مارس 19, 2008 at 10:30 ق.ظ. (فرهنگ و ادب, دل درد)

وقتی که سایت یا وبلاگی را در ایران فیا-تر می کنند شاید شاهد چنین جملاتی هم باشیم:
مشترک گرامی، بابا فیل.تره، ضایع، تو چرا حالیت نیست. دستت رو از روی اون F5 صاب‌مرده بردار دیگه!
مشترک گرامی، هوی، تو خجالت نمی‌کشی!
مشترک گرامی، پیشتِ، چخِ!
مشترک گرامی، دست نزن جیزه، دِهَه!
مشترک گرامی، به جان مادرم اگه یه بار دیگه از این‌ورا رد شی با دفعهِ قبل می‌شه دوبار!
مشترک گرامی، شرمنده، نداری 10 هزار تومن دستی بدی تا آخر ماه، مخابرات الان چند ماه حقوق‌مون رو نداده، به‌ت پس می‌دم!
مشترک گرامی، فیا-ترشکن خوب سراغ نداری، یه کاری کردیم خودمون توش موندیم!
بازم تویی مشترک گرامی، روتو برم هی!
مشترگ گرامی دیگه‌ای نبود، نفس‌کِش…..

پایاپیوند نوشتن دیدگاه

اینم نامه فدایش شود یکی از بر و بچ مشهد به ژیلا خانم

مارس 19, 2008 at 10:28 ق.ظ. (دل درد)

loveletter.jpg

توضیحات:

*با پلخمون نگاهت چقوک دلمو زدی : با تیر کمون نگاهت گنجشک دل مرا زدی

پایاپیوند ۱ دیدگاه

Next page »