چرا شما جماعت ارشاد نمی شید؟؟؟؟؟

فوریه 26, 2008 at 7:19 ب.ظ. (دل درد)

آقا چقدر احساس غرور کردیم از پرتاب ماهواره به فضا. حال که ما در کشورمان اقوام لر را داریم که در پرتاب سنگ و کلوخ مهارت خاصی دارند، حیف بود که پرتاب ماهواره را به دست اژنویان می سپردیم. البته هیچ جای تعجب نداشت که دیگران از چنین اقدامی تعجب کنند.

 

وییییییییژ.. ، بوووووووووووووق، … – صدای خیابان

 

حاجی: بچه ها برید دعا به جون سید کنید که ما را از دریا فرستاد رو خشکی، وگرنه خدا می دونه تا حالا چند تا ناو آمریکایی را منهدم کرده بودیم.

مصطفی با نیش خند: حاجی اینجا گشت زدن دسته کمی از دریا نداره … !

حاجی: چطور مگه؟

مرتضی با خنده: بهتر هم هست.

بیسیم چی که الان یه کلاش دستش هست: راست میگه، اینجا بهتره.

حاجی: چرا؟

مرتضی: حاجی ما اینهمه تو دریا گشتیم، هیچ پری دریایی ندیدیم. ولی اینجا تو خیابون ها

حاجی: استغفرالله، از تو انتظار نداشتم مرتضی، اگر سید اجازه می داد همین جا همه این ها را چادر به سر می کردم.

مصطفی: حاجی نگاه اون دختره کن مانتوش تا 4 انگشت زیر نافش هست.

حاجی با کنایه: تو نافش را از کجا دیدی؟

مصطفی: آخه دکمه های پائین مانتوش بازه حاجی …

حاجی با کنجکاوی: کجاست این مفسد که می گی؟

مصطفی: تو اون مغازه روبرویی، همون لباس فروشی.

مرتضی: اون ها حاجی، لباس فروشی ثریا، پرده دم درش هست، لباس زیر زنانه می فروشه …

 

وییییییییژ.. ، بوووووووووووووق، … – صدای خیابان

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: