موضوع انشا : خانه خود را توصیف کنید

آوریل 2, 2008 at 2:21 ب.ظ (بی فرهنگ و بی ادب, دل درد)

خونه اونجاست خونه من                            اونجا که هستی تو با من !

خونه عشقه !    خونه عشقه !                     دیددیدیددیدیدیددیدیددی!

خانه ما خیـــــلی تخمی میباشد . در حـــیاط خانه ما یک حوض داریم که یک فواره

در وسط آن میباشد . یک بار که یکی از دوســــتان مادرم خـــــانه ما آمده بود پدرم

خیــــلی جو زده شد و در حـــــوض خانه شیرجه خمــــــپاره ای زد و همه فواره تو

اونجای پدرم میباشد !

ما یک توالت بزرگ داریم که خیلی همیشه میگیرد و خانه ما خیـــــــلی بو میدهد .

 در خانه ما یک حمام میباشد و خیلی لیز است و پدرم همیشه لیز میخورد !

ولی من نمیدانم چرا هر دفعه که پدرم حمام میرود همه صابون ها غیب میشوند‌!!!

 سقف خانه ما همیشه در حـــــال ریزش میباشد . یکبـــــار یک تکه آجر بروی سر

برادرم افتاد و قطع نخاع میباشد . ما یک اتاق خواب داریم که هــمه با هم میخوابیم

البته بعضی شب ها که پدرم قاطی میباشذ مرا در توالت می انـــــدازد و  در را هم

قلف میکند و من تا صبح همانجا میخوابم و خیلی حال میدهد.

 ما یک کمد خیلی بزرگ داریم که هر وقت صاحب حانه می آید پــــــــدرم به صورت

کاملا اتفاقی در داخل آن میباشد ! خانه ما اجاره ای میباشد و هر ماه کــــلی اجاره

میدهیم ولی صاحب خانه ما خیلی پفیوز میباشد و وسایل ما را تو جوب می اندازد !

خانه ما ضد زلزله میباشد و خیلی محکم است ولی هر سال در چهارشنبه سوری

خانه ما ریخته میباشد .

پدرم میگوید که یک خانه بزرگ تو ولنجک برای ما میخرد که از اجاره نشینی

راحت بشویم! مادرم از این حرف پدرم خیلی قرمز میباشد و من را خیلی کتک میزند .

 خانه ما خیلی باحال میباشد و من خیلی آن را دوست میدارم و این بود انشاء من …

۱ دیدگاه

  1. محمد گفت،

    KHEYLI TOKHMIE.

نظر بدهید