خونه اونجاست خونه من اونجا که هستی تو با من !
خونه عشقه ! خونه عشقه ! دیددیدیددیدیدیددیدیددی!
خانه ما خیـــــلی تخمی میباشد . در حـــیاط خانه ما یک حوض داریم که یک فواره
در وسط آن میباشد . یک بار که یکی از دوســــتان مادرم خـــــانه ما آمده بود پدرم
خیــــلی جو زده شد و در حـــــوض خانه شیرجه خمــــــپاره ای زد و همه فواره تو
اونجای پدرم میباشد !
ما یک توالت بزرگ داریم که خیلی همیشه میگیرد و خانه ما خیـــــــلی بو میدهد .
در خانه ما یک حمام میباشد و خیلی لیز است و پدرم همیشه لیز میخورد !
ولی من نمیدانم چرا هر دفعه که پدرم حمام میرود همه صابون ها غیب میشوند!!!
سقف خانه ما همیشه در حـــــال ریزش میباشد . یکبـــــار یک تکه آجر بروی سر
برادرم افتاد و قطع نخاع میباشد . ما یک اتاق خواب داریم که هــمه با هم میخوابیم
البته بعضی شب ها که پدرم قاطی میباشذ مرا در توالت می انـــــدازد و در را هم
قلف میکند و من تا صبح همانجا میخوابم و خیلی حال میدهد.
ما یک کمد خیلی بزرگ داریم که هر وقت صاحب حانه می آید پــــــــدرم به صورت
کاملا اتفاقی در داخل آن میباشد ! خانه ما اجاره ای میباشد و هر ماه کــــلی اجاره
میدهیم ولی صاحب خانه ما خیلی پفیوز میباشد و وسایل ما را تو جوب می اندازد !
خانه ما ضد زلزله میباشد و خیلی محکم است ولی هر سال در چهارشنبه سوری
خانه ما ریخته میباشد .
پدرم میگوید که یک خانه بزرگ تو ولنجک برای ما میخرد که از اجاره نشینی
راحت بشویم! مادرم از این حرف پدرم خیلی قرمز میباشد و من را خیلی کتک میزند .
خانه ما خیلی باحال میباشد و من خیلی آن را دوست میدارم و این بود انشاء من …
محمد گفت،
نوامبر 16, 2008 روی 6:05 ب.ظ
KHEYLI TOKHMIE.