در ضد اسلامی ترین فیلم ضد اسلامی

مارس 16, 2008 at 12:47 ب.ظ (General عمومی)

در ضد اسلامی ترین فیلم ضد اسلامی

قرآن پاره شد

ضد اسلامی ترین فیلم جهان در هلند
در این فیلم که توسط یک سیاستمدار افراطی راستگرا ساخته شده، صحنه هایی از پاره کردن کتاب “قرآن کریم” و توهین به دین مبین اسلام وجود دارد.
تازه ترینها: دولت هلند خود را برای مقابله با تظاهرات احتمالی مسلمانان به دلیل برنامه اکران یک فیلم “ضداسلامی” آماده می کند.
در این فیلم که توسط یک سیاستمدار افراطی راستگرا ساخته شده، صحنه هایی از پاره کردن کتاب “قرآن کریم” و توهین به دین مبین اسلام وجود دارد.
کابینه دولت هلند جلسات متعددی را برای بررسی اکران این فیلم برگزار کرده تا بتواند با تظاهرات و مخالفتهای گسترده مسلمانان هلند و اروپا مقابله کند.
گفتنی است دو سال پیش نیز انتشار کاریکاتورهای توهین آمیز نسبت به حضرت محمد (ص) در روزنامه های دانمارکی باعث شد تا موج مخالفت و تظاهراتها کل جهان را فراگیرد و دولت وقت دانمارک را به عذرخواهی رسمی از مسلمانان وابدارد.
در همین حال دولت هلند دستور تعطیلی سفارتخانه های خود را در هنگام پخش این فیلم “ضداسلامی” داده است.
“گریت والدرز”، کارگردان این فیلم، عضو حزب آزادی و نماینده مجلس عوام هلند است. وی در این باره گفت: اگر فیلمش در سینما اکران نشود، به طور حتم در تلویزیون یا اینترنت نمایش داده خواهد شد.
“والدرز” در اظهاراتی توهین آمیز “قرآن کریم” را منبع قتل و ترور و گسترش ناامنی معرفی کرده است.

پیوند پایدار ۱ دیدگاه

آموزش دختر بازی

مارس 16, 2008 at 12:31 ب.ظ (دل درد)

خیلی‌ها هستند که چون بی‌تجربه‌اند وقتی به دختری می‌رسند دست و پاشونو گم می‌کنند. در بعضی موارد حتی با تجربه‌هاش هم می‌مونند چیکار باید بکنند تا به هدفشون برسند. ارتباط با دخترها همیشه بایدحساب شده باشه چون جنس لطیف اونقدرها هم وفادار نیست. خوب حالا برای تازه کارها کمی جملات آموزشی می‌نویسم. امیدوارم به دردتون بخوره:

1. در این مرحله شما مشاهده می‌کنید که از آن سر کوچه یک دختر ناز و به شدت خوشگل نزدیک میشود. شما باید دستی به سر و روی خود کشیده و خود را کاملا مرتب کنید. حال خود را در جستجوی چیزی نشان بدهید و تمام سوراخ سنبه‌های اطراف را بگردید. دختر به نزدیکی شما میرسد. صدای خود را صاف کنید. بخاطر داشته باشید بسیار خود را مؤدب جلوه بدهید. منتظر باشید و تا دختر به کنار شما رسید ناگهان بگویید:
- خیلی عذر میخوام. ببخشید یک لحظه… دختر می‌ایستد و به شما نگاهی انداخته میگوید: بله، بفرمایید.
- عذر میخوام من سر راه شما یک چیزی گم کردم. میخواستم ببینم شما ندیدینش؟
- چی گم کردید؟
شما ناگهان صدای خود را بالا برده و می‌گویید: قلبمو.
2. با ماشین تو خیابونها چرخ میزنید. در کوچه‌ای خلوت با دختری زیبا مواجه می‌شوید. حال باید ماشین را کنار او نگهداشته، شیشه را پایین بکشید و بگویید: خانم من لولو خورخوره‌ام. اگر سوار نشی میخورمت. که در اینجا دو حالت دارد یا سوار میشود که هیچ و اگر سوار نشد به شما اجازه خوردنش را داده است.
3. ساده ترین متلک به یک دختر اینست: خانم مکان هست تشریف میارید؟ که بطور مختصر و مفید منظور رسانیده می‌شو

پیوند پایدار تا کنون 45 نظر داده شده

یکی از عکس های خصــوصــی گلاب آدینه در وب منتشر شد

مارس 16, 2008 at 11:52 ق.ظ (دل درد)

چیه؟؟؟
چرا فــحـش میدی؟ خوب مگه این گلاب ادینه نیست؟؟
پناه بر خدا
مردم چه انتظاراتی دارن از آدم

پیوند پایدار یک نظر بنویسید

وقتی پسرا دور هم خلوت میکنند!!

مارس 16, 2008 at 11:49 ق.ظ (دل درد)

۱- بدبخت حسین و دلت بسوزه همون دختری که به تو نخ نمیداد من رفتم شمارشو گرفتم
۲- وای پسر ! این دختره دانشجو که توی کلاس ماست رو دیدین عجب سینه هایی داره !
۳- من بدجوری عاشقش شدم . اگه این خوشکله با من دوست بشه من همه ی دوست دخترهام رو کنار میگذارم .
۴- جا کش ها ! حوصله مون سر رفت ! دو تا کس*شعر بگین تا بخندیم
۵- یک سی دی توپسی گیرم اومده که خیی باحاله . جدیدترین شوی جنی فر لوپر و شکیراست .
۶- بچه ها این دختره رو دیدین که مانتو صورتی میپوشه و یه عینک آفتابی هم میزنه . وقتی هم که توی دانشگاه را میره هیچکی رو تحویل نمیگیره . باید حالشو بگیریم .
۷- ما اینیم دیگه بالاخره شماره رو دادیم به دختره  فقط دنبال خونه خالی میگردیم .
۸- بچه ها من میخونم شماها دست بزنید … توی کوچمون دختره قد بلنده …
۹- بر و بچ جاتون خالی امروز رفتیم کافی نت یه رومی رو به گند کشیدیم .
حال کردین؟

پیوند پایدار یک نظر بنویسید

مقایسه دختران و پسران دهه 60 و 70 و 80

مارس 16, 2008 at 11:45 ق.ظ (دل درد)


دختر دهه 60 :باید با آبرو باشم
دختر دهه 70 :باید تحصیلکرده باشم
دختر دهه 80 :باید پولدار باشم

پسر دهه 60 :دارم میرم جبهه
پسر دهه 70 :دارم میرم دختر بازی
پسر دهه 80 :دارم میرم بیمارستان سم زدایی

دختر دهه 60 : مرد باید با اخلاق باشه
دختر دهه 70 :مرد باید تحصیلکرده باشه
دختر دهه 80 :مرد باید پولدار باشه

پسر دهه 60 :در سن 25 سالگی سیگاری میشد
پسر دهه 70 :در 20 سالگی سیگاری می شد
پسر دهه 80 :قبل از سن بلوغ سیگاری می شود.

دختردهه 60 : 30 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
دختردهه 70 : 25 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
دختردهه 80 : 20 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم

پسر دهه 60 : دارم میرم باشگاه … دارم میرم زیر زمین بنوشم !!!
پسر دهه 70:دارم میرم مهمونی … دارم میرم قلیون بکشم !!!
پسر دهه 80 :دارم میرم دبی … دارم میرم توهم بزنم !!!

دختر دهه 60 : دوست پسر یکی اونهم یه عشق پاک
دختر دهه 70 :دوست پسر یکی یا دوتا . چند تا هم زاپاس برای روز مبادا
دختر دهه 80 : دوست پسر بین یک نفر تا یک هنگ یا تیپ در رده سنی بین 20 تا 60 سال مجرد تا صاحب عیال و چند سر عائله. بالاخره تو این همه آدم یکی پیدا میشه بخواد لباس عروس واسم بخره.

پسر دهه 60 :داریوش گوش می داد
پسر دهه 70 :ابی گوش می داد
پسر دهه 80 :مقلدین درجه 3و 4 داریوش و ابی را (که خواب عکس انداختن با داریوش را می بینند) را گوش می دهد .

دختر دهه 60 :دختر بدون بکارت باید بره بمیره
دختر دهه 70:اشتباه بزرگی کردم خاک تو سرم
دختر دهه 80 : دختر باکره یعنی امل و بی فرهنگ. باید بره بمیره.

پسر دهه 60 :شریعتی می خواند
پسر دهه 70 :شاملو می خواند
پسر دهه 80 :هری پاتر می خواند.

دختر دهه 60 :به خاطر حفظ آبرو همه کار می کنم
دختر دهه 70 :به خاطر دوست پسرم همه کار می کنم
دختر دهه 80 : به خاطر پول همه کار می کنم.

پسر دهه 60 :خانواده و پدر مادرم عزیزترین چیز است
پسر دهه 70 :دوست دخترم عزیز ترین چیزاست
پسر دهه 80 :مواد محرک و توهم زا و ماشینم عزیز ترین چیزند.

دختر دهه 60 :شوهر منجی نیست شوهر کردن سنت خدا و رسم زندگی ست.
دختر دهه 70 :شوهر شوهره شوهر… بالشت سره شوهر…
دختر دهه 80 :من یک افسرده ی روانی پر از غصه ام و شوهر منجی من است و دیگر هیچ راه نجاتی نیست.

پسر دهه 60 :در هر صورت باید زن بگیرم
پسر دهه 70 :باید پولداربشم و زن بگیرم
پسر دهه 80 :باید قاطی کنم و زن بگیرم.

دختر دهه 60 : زن روز و اعتمادی می خواند
دختر دهه 70 :فهیمه رحیمی و مهدی سهیلی می خواند
دختر دهه 80:بیشتر در اینترنت دنبال فیلتر شکن جدید و پروکسی است.

پسر دهه 60 :مرگ بر اثر جنگ با عراق
پسر دهه 70 :مرگ بر اثر تصادف با موتور و ماشین
پسر دهه 80 :مرگ بر اثر اور دز و سنکوپ بر اثر استعمال هرویین و ایدز و سوانح رانندگی

دختر دهه 60:سیگار کشیدن دختر یک کابوس است دختری که سیگار می کشد خراب است.
دختر دهه 70 :گهگاهی کنار پنجره یا واسه افه تو پارتی یا کافی شاپ یه دو نخ می کشم.
دختر دهه 80 :پیش به سوی آسم، سرطان حنجره ،ریه،نای و خون قبل از یائستگی.

جوان دهه 60 :جنگ زده بود
جوان دهه 70 :غرب زده بود
جوان دهه 80 :پوچ است.

دختر دهه 60 :از خدا می ترسم
دختر دهه 70 : از بی عشقی می ترسم
دختر دهه 80 :از بی پولی می ترسم.

جوان دهه 60 :خواب صلح و آرامش می دید
جوان دهه 70 :خواب بد بد می دید
جوان دهه 80 :فقط کابوس می بیند.

پدر برای پسر دهه 60 :در حکم یک پدر مقدس بود حرمتش کاملا حفظ می شد
پدر برای پسر دهه 70: در حکم یکی از اعضای خانواده بود باید به او حال داد.
پدر برای پسر دهه 80 :سر خره عوضی اسکل بی پدر مادر.

دختر دهه 60 : اول نجابت خود را به رخ می کشید
دختر دهه 70 : اول مدرک تحصیلی خود را به رخ می کشید
دختر دهه 80 : اول مارک و مدل اتومبیل و ریخت و قیافه خود را به رخ می کشد.

داماد دهه 60 :فقط پدر مادرم ،زن و بچه ،و کارم
داماد دهه 70 :فقط زن و بچه و عشق و حالم و کارم
داماد دهه 80 :فقط عشق و حالم و کارم.

عروس دهه 60 :بایدمثل مادرم سوخت و ساخت این ذات زندگی ست بدبختی و خوشبختی با هم.طلاق پاک کردن صورت مسئله ست و مسئله میزان بردباری صبر و توان مدیریت منه.باید سعی کنم مثل دو رود در کنار هم باشیم. باید مدیریت کنم این هنر زندگیه.
عروس دهه 70 :نباید سوخت وساخت اما باید زندگی کرد و همینطور در وقت لزوم مقابله به مثل.طلاق پایان تلخیه اما خب مجبورم بهم سخت بگذره ول می کنم میرم. این هنر زندگیه.
عروس دهه 80 :مثل دو کوه برابر هم.عوضی بره مهرمو می زارم اجرا یه راست می رم با یکی دیگه.خوش بگذرون و سختی نکش.این هنر زندگیه.

مرد دهه 60:خدا خانواده ثروت
مرد دهه 70 :خانواده ثروت خیانت به همسر
مرد دهه 80:ثروت، خیانت به همسر ،مصرف پروزاک و انواع دیگر قرص اعصاب .

عروس دهه 60:تقسیم وظایف رمز موفقیت و آسایشه. من طی یک سند قانونی همسر این مرد هستم نه دوست او .وظیفه من خانه داریه وظیفه مرد کار و تامین زندگی هر کس غیر از این به گوشم بخونه شیطانه.

عروس دهه 70 :تقسیم وظایف چیزیه که باید دوباره معنی و تعریف بشه.دلیل نداره من همیشه غذا درست کنم من کلاس گیتار دارم کلاس آواز دارم . فقط سه یا چهار روز در هفته ممکنه از خونم بوی غذا بیاد.اما خب می دونم که غذا پختن کار منه نه مرد.

عروس دهه 80 :تقسیم وظایف یه حرف احمقانه و سنتیه هر کس به فراخور حالش هر کار که از دستش بر اومد انجام میده هر کاری که می کنم از لطف منه نه وظیفه من پس من هر کاری تو خونه می کنم لطف می کنم. تعهد و وظیفه اعصابمو بهم می ریزه.

پسر دهه 60:خدایا جنگو تموم کن
پسر دهه 70 :خدایا یه خونه خالی برسون
پسر دهه 80 :خدایا برسون یه دومثقال شیره و یه دو سورت شیشه

دختر دهه 60 :طلاق بعد از 10 سال آنهم یک در 1000
دختر دهه 70 :طلاق بعد از 5 سال آنهم یک در 100
دختر دهه 80 :طلاق بعد از 6 ماه الی یک سال آنهم یک در5

پسر دهه 60 :پیکان 54 و مسافر کشی
پسر دهه 70 :پراید و دختر بازی
پسر دهه 80 :پژو و تصادف منجر به فوت

دختر دهه 60:امامزاده معصوم ودیگر امامزاده ها را شفیع می کرد دعا و نذر می کرد وبالاخره حاجت دل خود را می گرفت
دختر دهه 70 :پیش رمال و دعا نویس می رفت و حاجت خود را طلب می کرد.
دختر دهه 80 :در شرکت های خصوصی به هر نحو که شده رفع حاجت می کند.

جوان دهه 60 :خدایا آبروی مرا حفظ کن
جوان دهه 70 :خدایا پول منو زیاد کن
جوان دهه 80 :کارت سوخت داری داداش

پیوند پایدار یک نظر بنویسید

عمو سبزی فروش

مارس 16, 2008 at 10:52 ق.ظ (General عمومی)

سرود ملی ایران در آلمان:عمو سبزی فروش …بله

«ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصیل می‌کردیم.

روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوریم که عدۀ‌مان کم است. گفت: اهمیت ندارد. از برخی کشورها فقط یک دانشجو در اینجا تحصیل می‌کند و همان یک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملی خود را خواهد خواند.

چاره‌ای نداشتیم. همۀ ایرانی‌ها دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم، و اگر هم داریم، ما به‌یاد نداریم. پس چه باید کرد؟ وقت هم نیست که از نیشابور و از پدرمان بپرسیم. به راستی عزا گرفته بودیم که مشکل را چگونه حل کنیم. یکی از دوستان گفت: اینها که فارسی نمی‌دانند. چطور است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و بگوئیم همین سرود ملی ما است. کسی نیست که سرود ملی ما را بداند و اعتراض کند.

اشعار مختلفی که از سعدی و حافظ می‌دانستیم، با هم تبادل کردیم. اما این شعرها آهنگین نبود و نمی‌شد به‌صورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجی] گفتم: بچه‌ها، عمو سبزی‌فروش را همه بلدید؟. گفتند: آری. گفتم: هم آهنگین است، و هم ساده و کوتاه. بچه‌ها گفتند: آخر عمو سبزی‌فروش که سرود نمی‌شود. گفتم: بچه‌ها گوش کنید! و خودم با صدای بلند و خیلی جدی شروع به خواندن کردم: «عمو سبزی‌فروش . . . بله. سبزی کم‌فروش . . . بله. سبزی خوب داری؟ . . . بله.»

فریاد شادی از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرین نمودیم. بیشتر تکیۀ شعر روی کلمۀ «بله» بود که همه با صدای بم و زیر می‌خواندیم. همۀ شعر را نمی‌دانستیم. با توافق هم‌دیگر، «سرود ملی» به این‌صورت تدوین شد:

عمو سبزی‌فروش! . . . بله.

سبزی کم‌فروش! . . . . بله.

سبزی خوب داری؟ . . بله.

خیلی خوب داری؟ . . . بله.

عمو سبزی‌فروش! . . . بله.

سیب کالک داری؟ . . . بله.

زال‌زالک داری؟ . . . . . بله.

سبزیت باریکه؟ . . . . . بله.

شبهات تاریکه؟ . . . . . بله.

عمو سبزی‌فروش! . . . بله.

این را چند بار تمرین کردیم. روز رژه، با یونیفورم یک‌شکل و یک‌رنگ از مقابل امپراطور آلمان،«عمو سبزی‌فروش» خوانان رژه رفتیم. پشت سر ما دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند. از «بله» گفتن ما به هیجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند، به‌طوری که صدای «بله» در استادیوم طنین‌انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به‌خیر گذشت.!!

داستانی که نقل شد، مربوط به دانشجویان ایرانی است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» برای تحصیل به آلمان رفته بودند و آقای «دکتر جلال گنجی» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجی نیشابوری» نقل کرده است.

پیوند پایدار یک نظر بنویسید